نقاشی دختران نوجوان مشهدی برای وطن| یاد دانش‌آموزان شهید مدرسه میناب گرامی داشته شد + فیلم مزایای برقراری تماس پوستی مادر و نوزاد مادران بازمانده از بارداری‌های ناموفق را دریابیم معرفی چند رمان نوجوان با محوریت دختران| وقتی از واقعیت به دنیای کتاب‌ها و کلمات سفر می‌کنیم چرا فعالیت مغز زنان و مردان با هم متفاوت است؟ شکل‌گیری شبکه‌ای اثرگذار از بانوان فعال مسجدی با اجرای یک نظام‌نامه| فعالیت‌های خانواده‌محور در مساجد برگزار می شود حضرت معصومه (س)، کنشگری بصیر در راه ولایت نیم نگاهی به جایگاه برجسته حضرت معصومه (س) نزد ائمه معصومین (ع)| زیارتی که بهشت را بر زائر واجب می‌کند جای خالی لبخند‌های دختران میناب در سالروز میلاد حضرت معصومه (س) جزئیات تازه از حمایت‌های بهزیستی از خانواده‌های چندقلو در خراسان رضوی من ماندم و تنگه‌ای که باید حفظ می‌کردم از حنجره مادر بی تاب بپرس بانوی اسکی باز مشهدی نائب قهرمان مسابقات کشور شد
سرخط خبرها
آخر و عاقبت عشق‌های خیابانی | بازگو کردن روایت تلخ دختر جوان در کلانتری شفای مشهد

آخر و عاقبت عشق‌های خیابانی | بازگو کردن روایت تلخ دختر جوان در کلانتری شفای مشهد

  • کد خبر: ۳۹۵۰۴۰
  • ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۲
دختر ۱۸ساله‌ای که با سر و صورت زخمی و کبود روبه روی کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد نشسته بود، قصه تلخ زندگی اش را به جست و جوی محبت‌های خیابانی گره زد و گفت:یک سال بیشتر نداشتم که مادرم را به خاطر یک بیماری سخت ازدست دادم. به همین دلیل هم هیچ تصویری از او در ذهنم نیست فقط همواره به عکس خیره می‌شوم که مادرم مرا با عشق خاصی به آغوش کشیده است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ این دختر در ادامه اظهار کرد: «یک سال ازمرگ مادرم گذشت و پدرم دوباره ازدواج کرد. نامادری‌ام زن بدی نبود، اما من هرگز نتوانستم او را جای مادرم بپذیرم به طوری که گوشه گیر شدم وآموختم که ساکت باشم. دلم ذره‌ای محبت می‌خواست ولی نمی‌دانستم چگونه آن را طلب کنم! از چه کسی بخواهم مرا درآغوش بگیرد، نوازشم کند! حسرت دوستت دارم دردلم باقی مانده بود و تنها به همان عکس مادرم نگاه می‌کردم که ازچشمانش عشق می‌بارید!

خلاصه ۴سال قبل زمانی که ۱۴ ساله بودم عاشق پسری شدم که ازحرف هایش «محبت» می‌بارید! «سروش» ۴سال ازمن بزرگتر بود و من احساس می‌کردم بالاخره یکی مرا می‌بیند و دوستم دارد. زمانی فهمیدم که این عشق خیابانی فقط یک هیجان است که دریافتم «سروش» از من سوءاستفاده می‌کند و همه حرف هایش چیزی جزفریب و خیال واهی نیست! دراین شرایط بود که رهایش کردم، اما خیلی زود «پارسا» درمسیر زندگی‌ام قرارگرفت و از یک سال قبل با او وارد رابطه شدم. فکر می‌کردم او با دیگران فرق دارد. چرا که بیشتر برایم وقت می‌گذاشت و حرف از ازدواج و آینده می‌زد! من هم باور کردم و دوباره درگیرعشقی خیابانی شدم!

رابطه خوبی داشتیم تا این که مدتی قبل گوشی تلفنم را برداشتم و به «سروش» پیام دادم. خودم نمی‌دانم چرا این کار را کردم. شاید دلم می‌خواست مطمئن شوم که هنوز خواستنی هستم ودیگران به من توجه می‌کنند! شاید هم از ترس تنهایی بود، اما همین پیام نام «خیانت» را برپیشانی‌ام زد چرا که «پارسا» متوجه پیام شد و مرا دختری خیانتکارخواند. او به شدت عصبانی شد و طوری کتکم زد که هنوز همه پیکرم درد می‌کند! من با گریه و التماس فریاد زدم اشتباه کردم. اما او گوش نمی‌داد و مدعی بود زندگی اش نابود شده است! او که ادعا می‌کرد مرا بیشتر ازجانش دوست دارد خیلی تحقیرم کرد و کتکم زد!...

حالا هم به کلانتری آمدم تا کُمکم کنید. من شیوه‌های دوست داشتن را بلد نبودم و مدام درخیابان دنبال «محبت» می‌گشتم. از همان کودکی احساس می‌کردم تنها هستم. هرکسی ذره‌ای محبت نثارم می‌کرد، عاشقش می‌شدم، اما اکنون دیگر نمی‌خواهم تحقیر شوم. کتک خوردن حقم نبود! می‌خواهم از نو شروع کنم....»

با راهنمایی‌های تجربی و پلیسی سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری شفای مشهد) پیگیری قضایی ایراد ضرب و جرح عمدی این دخترجوان درحالی دردستورکارپلیس قرارگرفت که مشاوره‌های روانشناختی و علمی نیز برای آگاهی وی از فرجام تلخ دوستی‌های خیابانی و دخترانی که هستی وآینده خود را درقمار عشق‌های هیجانی از دست داده‌اند، دردایره مددکاری اجتماعی آغاز شد.

منبع: خراسان

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.